السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
108
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
12 - قنوجى در « التّاج المكلّل / 153 » 13 - دهلوى در « بستان المحدّثين » خلاصه گفته ميرزا محمّد بدخشانى چنين است : « يوسفبن عبداللَّهبن محمّدبن عبدالبرّ نمرى اندلسى ، ابوعمر ، معروف به ابنعبدالبرّ يكى از پيشوايان - او را در نسبت قرطبى آورده است - و حافظان است . او امامى فاضل و بزرگ و جليل القدر بود . كتابهايى نوشت و در سال 463 از دنيا رفت . ذهبى و ابنناصرالدّين در « طبقات الحفّاظ » از او ياد كردهاند . » 36 - روايت غندجانى همانگونه كه آمد ، ابومحمّد حسنبن احمدبن موسى غندجانى حديث « مدينةالعلم » را روايت كرده است و در سخن ابنمغازلى هم مىآيد . بخشى از شرح حال غندجانى را در جلد « حديث ثقلين » به نقل از « كتاب الأنساب » آورديم ؛ كه در آن آمده است : « او شيخى صالح ، ثقه ، صدوق بود ، در پايان در واسط ساكن شد . . . » او در كتابهايى چون معجم الأدباء 7 / 261 و بغيةالوعاة 217 هم شرح حال دارد . 37 - روايت ابنمغازلى اين روايت را از طريقهاى متعدّد و لفظهاى مختلفى روايت كرده است و چنين گويد : « ما را حديث كرد ابراهيمبن عبدالرّحمان از محمّدبن عبدالرّحيم هروى در « رملة » از ابوالصلت هروى ، عبدالسّلامبنصالح از ابومعاويه از اعمش از مجاهد از ابنعبّاس كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على درِ آن است ، پس هر كس دانش را خواهد بايد از در آن وارد شود . » فرمايش ايشان صلى الله عليه و آله و سلم : من شهر دانشم و على درِ آن است ، ما را خبر داد ابوالحسن احمدبن مظفّربن احمد عطّار ، فقيه شافعى كه من در سال 434 بر او خواندم و او به درستى آن اقرار كرد . به او گفتم : خبر داد به شما ابومحمّد عبداللَّهبن عثمان مزنى ملقّب به « ابنالسقاء حافظ واسطى » از عمربن حسن صيرفى از احمدبن عبداللَّهبن يزيد از عبدالرزّاق از سفيان ثورى از عبداللَّهبن عثمان از عبدالرّحمان بنبهمان از جابربن عبداللَّه كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بازوى على عليه السلام را گرفتند و فرمود : « اين امير نيكوكاران و قاتل كافران است ، هر كس او را يارى كند ، يارى مىشود . هر كس او را يارى نكند ، يارى نمىشود . » سپس صدايشان را بلند كرده و